سديد الدين محمد عوفى

424

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

گناه اجراى او باز گرفتن از قاعدهء مروت دور بود . امير محمد گفت : دانى كه چرا « 1 » خط « 2 » بر اجراى او كشيدم ؟ بدان سبب « 3 » تا او بداند كه او را بيش به نزديك من « 4 » محل نيست « 5 » و غم كار خود بخورد و روزگار به خدمت من به باد ندهد . من گفتم : زندگانى امير دراز باد ، اگر « 6 » از جرم او مرا اعلام دهى « 7 » از كمال كرم باشد . ابو « 8 » محمد فرمود تا غلامان دور شدند و مجلس خالى كرد آنگاه « 10 » فرمود كه بدان كه مرا علتى حادث شده بود ، روزى « 11 » علاج آن از وى درخواستم . او مرا گفت كه جماع با چنين كسان كن « 12 » و اشارت به غلامان خرد كرد كه در پيش من ايستاده بودند و به خداى كه اگر نه بيم « 13 » آن بودى كه غلامان بدانند كه او مرا چه گفته است او را ادبى « 14 » فرمودمى « 15 » كه جهانيان از وى عبرت گرفتندى « 16 » ، و خداى عز و جل بر من مطلع است كه تا من بالغ شده‌ام اين چنين « 17 » معصيت بر من نرفته است . كسى در مجلس من چنين بىادبى كند و من از وى اغماض كنم مرا زيان دارد ؛ يكى « 18 » آنكه « 19 » غلامان چون « 20 » بشنوند بىادب شوند و حد خدمت خويش نگاه ندارند ، و ديگر شايد بود كه خاطر را بدان التفاتى باشد و مردم « 21 » خود را به سبب حفاظ از آن صيانت كند و چون از كسى ديگر بشنود كه ترا اين كار مىبايد « 22 » كرد ترا در آن فايده باشد عياذا بالله اگر آن فاحشه « 23 »

--> ( 1 ) مج : آنچه ( 2 ) متن + رقم ( 3 ) مج + بود ( 4 ) مج + هيچ ( 5 ) مپ 2 : محلى ندارد ( 6 ) مپ 2 + اميرمحمد ( 7 ) مپ 2 و مج : دهد ( 8 ) متن : ابو ( 10 ) مپ 2 - ابو محمد . . . آنگاه ( 11 ) مج + با وى بگفتم و ( 12 ) متن و مپ 2 : مكن ( 13 ) مپ 2 - بيم ( 14 ) مپ 2 + بليغ ( 15 ) مپ 2 : كردمى ( 16 ) مپ 2 - كه جهانيان . . . گرفتندى ( 17 ) مج : از آن جنس ( 18 ) متن : به ( 19 ) مپ 2 - كسى كه در . . . يكى آنكه ( 20 ) مپ 2 : و چون غلامان ( 21 ) متن : مرد ( 22 ) متن : نمىبايد ( 23 ) متن : فاحش